عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

157

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

بود كه بگويد : « فيا لك يوما خيره دون شرّه ( : وه تو چه روزى هستى ! كه خير آن مانع از شر آن است ) » ، پس اين طور روايت كنيد ؛ كه راويان قديم برخى از شعرهاى شاعران قديم راى اصلاح مىكردند » گفتم : « از اين پس آن بيت راى جز بر اين وجه نمىخوانم » گفت : « چنين كن « 8 » كه ابن مقبل مىگفت : « ما قافيه‌ها راى نامتناسب رها مىسازيم ، و راويان آنها راى پابرجا براى ما مىآورند » اصمعى گفت : « به خلف الاحمر گفتم : « به عقيده تو ، كدام يك از آن دو مرد جرير يا أخطل شاعرتر است » به من گفت : اخطل سروده است : [ از بحر طويل ] 382 و كم قتلت أروى بلا ترة لها * و أروى لفرّاغ الرّجال قتول « 9 » وى مىگويد : كشتن ايشان ما را ، نه خون‌بهايى دارد و نه ديه‌اى » و جرير در مثل اين معنى گفته است : [ از بحر بسيط ] 383 إنّ العيون التى فى طرفها مرض * قتلننا ثمّ لم يحيين قتلانا « 10 » ( - خلف الاحمر گفت ) پس ببين ميان آن دو كلام از نظر رسايى ، و ميان آن دو تعبير از نظر زيبايى چه تفاوتى است ! ، و همانا وى ( جرير ) آهنگ اين معنى كرده كه آن چشمهايى كه وى راى كشته‌اند ، قصاص نشده‌اند ، و اگر قصاص مىشدند ، قصاص ، همانند زندگى براى كشته‌شدگان آن چشمها بود ، وى در بيان اين معنى ، گفتار خداى - تعالى - : وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ « 11 » را در نظر گرفته است » اصمعى گفت : « گفتم : « بيت اخطل را با عبارت « و أروى لفرّاغ الرّجال » فزونيى هست » گفت : « بلى ، آن يك فزونى است ، ولى با وجود آن ، گفتار جرير شيرين‌تر ، و براى گوشها لذت‌بخش‌تر است ، و همانا اخطل اين معنى ( زيادتى ) را از گفتار ارسطو : « العشق شغل قلب فارغ » به معناى خود انتقال داده است » .

--> ( 8 ) - الموشّح ، ص 198 - 199 ملاحظه شود . ( 9 ) - شعر الاخطل ، ص 256 . ( 10 ) - ديوان او ، ص 595 ملاحظه شود . ( 11 ) - سورة البقرة ( 2 ) آيهء 179 .